غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
181
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بر ضبط و ربط امور سر كار سلطنت مصروف ميداشت در باب توفير و تكثير اسلحه تدبير صايب كرده حكم فرمود كه من بعد هيچيك از زمرهء مذكوره را جامكى و علوفه ندهند و تعيين نمايند كه هركس از جماعت كمانكر و تيرتراش و شمشيرگر و جيباچى و غيرهم هر سال صد دست سلاح جهة خاصه و ساير بقورخانه آورد بنرخ روز بها ستاند و بر سر هرطايفه از آنجماعت امينى نصب فرمود تا سالبسال اسلحهء مقرر از ايشان بوصول رساند و يافتجه از تحويلدار قورخانه گرفته بها دهد و در وجه ثمن اسلحه و اخراجات قورخانه مال يك ولايت را معين گردانيد تا حاجت نباشد كه جهة تحصيل آن براةدار بولايت رود و موجب تفرقه رعيت شود و به اين تدبير در سالى ده هزار مرده سلاح مكمل و مرتب گشت و پيش از آن دو هزار مرده وصول نمىيافت و حال آنكه در آن سال زياده از نصب آن مبلغ كه سابقا در وجه علوفات مردم اسلحهساز مجرى ميشد در بهاء آن در هزار مرده سلاح مصروف نگشت لاجرم آنقاعده سمت استمرار گرفت و از كثرت اجتماع آلات حرب قورخانهء عالى صفت تضايق پذيرفت . حكايت پانزدهم در تدارك مهم قوشچيان و صيد شدن مرغ دل خلايق بسبب دفع دام مضرّت ايشان . در زمان اكثر سلاطين چنگيز خانى جانوردار بسيار مقرر بود كه هريك در موضعى معين ساكن شده جانور گيرند و بامراء قوشچى سپارند و جهة هريك از آنطايفه در ولايات مبلغى باسم علفه و علوفه و جامگى و طعمهء جانور تعيين كرده بودند و ايشان هرساله آنوجه را مع ده يازده و قوللقه از انقد وجوه تحصيل مينمودند و اندك جانورى بدست آورده متوجه درگاه شده در اثناء راه بهر شهر و قريهء كه ميرسيدند الاغان مردم جهة سوارى و پرتل ميگرفتند و مبلغهاى كلى بعلوفه و طعمهء جانور مىستاندند و چون آنطايفه را استيلاء تمام بود هرمغولى گرسنه كه از سرانجام وجه معاش عاجز شدى بهر حيله كه ميسر كشتى جانورى بدست آوردى و نزد ايلخان برده يرليغ ستاندى كه در سلك جانورداران منتظم باشد و از فلان ولايت علوفه گيرد بنابر آن عدد آنجماعت بغايت كثرت انجاميده بود و هرظلم و زيادتى كه از ايشان نسبت بطوايف انسان وقوع مييافت هيچكس بازخواست نمىنمود و بسيارى از مردم اوباش و فتان بحمايت جانورداران به بندگان خداى ظلم و تعدى ميكردند و اگر كسى بسهو از نواحى قرق جانور ميگذشت از وى اسب و جامه زر گرفته انواع حيف و جور بجا مىآوردند و با وجود اين همه استيلا كه آنجماعت را داده بودند هرسال چند جانور معدود به نظر امراء قوش ميرسانيدند و پرى چند از قنچوغه آويخته و چكسه بر ميان زده بهرنوع ميخواستند ميراندند و مهم يوزبانان نيز همين صورت داشت و هيچ آفريدهء نقش